<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نوآوری‌های صنعتی</title>
    <link>https://jii.araku.ac.ir/</link>
    <description>نوآوری‌های صنعتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>طراحی و پیاده‌سازی یک سیستم کنترل موقعیت پنوماتیک کم‌هزینه با استفاده حسگر فاصله‌سنج لیزری</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_735665.html</link>
      <description>با وجود پیشرفت‌های نظری در حوزه الگوریتم‌های کنترلی پنوماتیک، پیاده‌سازی صنعتی این سیستم‌ها به دلیل هزینه‌های بالای سخت‌افزاری و پیچیدگی‌های اجرایی با محدودیت‌های قابل‌توجهی مواجه است. این مقاله، رویکردی عملیاتی و مقرون‌به‌صرفه را برای دستیابی به سیستم کنترل موقعیت پنوماتیک با استفاده از میکروکنترلر آردوینو یونو (Arduino Uno) و سنسور فاصله‌سنج لیزری VL53L0X معرفی می‌کند. سیستم پیشنهادی توانسته است به اهداف کنترلی دست یابد؛ به‌این‌ترتیب که دقت بالایی (خطای کمتر از ۱ درصد) را در موقعیت‌یابی نشان داده و زمان پاسخگویی کوتاهی شامل زمان خیز ۱ ثانیه و زمان نشست ۷ ثانیه را به ثبت رسانده است. در کنار ارزیابی معیارهای عملکردی، این تحقیق به چالش‌های کلیدی در پیاده‌سازی عملی، از جمله مدیریت نویزهای الکتریکی، محدودیت‌های پردازش بلادرنگ در پلتفرم‌های سخت‌افزاری کم‌هزینه و فرآیندهای کالیبراسیون سنسور، به‌طور ویژه پرداخته است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که با طراحی دقیق و هوشمندانه، می‌توان به سطحی از عملکرد که برای کاربردهای صنعتی قابل‌قبول است، با هزینه‌ای به‌مراتب کمتر دست یافت. این امر، افق‌های جدیدی را برای توسعه اتوماسیون در بنگاه‌های کوچک و متوسط (SMEs) و همچنین مراکز آموزشی فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدلی تلفیقی مولفه‌های تاثیرگذار بر انتخاب تامین‌کنندگان در زنجیره تامین معکوس و با ابعاد بزرگ (موردمطالعه: مجموعه صنایع فولاد استان چهارمحال و بختیاری)</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_735501.html</link>
      <description>با توجه به پیچیدگی روزافزون زنجیره‌های تأمین و اهمیت نقش تأمین‌کنندگان در ارتقای عملکرد اقتصادی و زیست‌محیطی سازمان‌ها، انتخاب تأمین‌کنندگان مناسب در زنجیره‌های تأمین با ابعاد بزرگ و معکوس به یکی از چالش‌های اساسی صنایع تولیدی تبدیل شده است. صنعت فولاد به‌عنوان یکی از صنایع مادر، بیش از سایر صنایع نیازمند بهره‌گیری از الگوهای نوین و سیستماتیک در این حوزه می‌باشد، بنابراین هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و سطح بندی مؤلفه‌های مؤثر بر انتخاب تامین‌کنندگان در زنجیره تامین معکوس و با ابعاد بزرگ در صنایع فولاد استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از روش تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری تفسیری می‌باشد. این پژوهش کاربردی و آمیخته می‌باشد. در ابتدا از طریق مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته با 12 نفر از مدیران صنایع فولاد استان چهارمحال و بختیاری و اساتید دانشگاهی که با روش نمونه‌گیری نظری انتخاب شدند، داده‌ها جمع‌آوری و کدها، مولفه‌های تاثیرگذار بر انتخاب تأمین‌کنندگان زنجیره تامین معکوس و با ابعاد بزرگ در صنعت فولاد استان چهارمحال و بختیاری در 5 مضمون اصلی و 12 مضمون فرعی احصا و در قالب شبکه تحلیل مضامین تدوین گردید. روش تجزیه‌وتحلیل اطلاعات در بخش کمی شامل مدل‌سازی ساختاری تفسیری بود. نتایج بخش کمی نشان داد 12 مؤلفه تاثیرگذار بر انتخاب تأمین‌کنندگان زنجیره تامین معکوس و با ابعاد بزرگ وجود دارد که دو زیر معیار بهبود تصویر برند و فشارهای محیطی، تکنیک‌های مدیریت تقاضا و مدیریت ریسک ناشی از تغییرات ناگهانی بالاترین سطح و بیشترین تأثیرگذاری را دارند. و زیر معیار مشتری مداری در پایین‌ترین سطح و بیشترین تأثیرپذیری را دارد. مدل ارائه شده می‌تواند کمک و راهنمایی شایانی به مدیران در جهت انتخاب مناسب‌ترین تأمین‌کنندگان زنجیره تامین معکوس و با ابعاد بزرگ نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کیفیت فراگیر به‌عنوان مکانیسم میانجی در رابطه بین فرصت‌طلبی فناورانه و بهره‌وری پایدار در شرکت‌های کارآفرین</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_736188.html</link>
      <description>در محیط پویا و رقابتی امروز، گذار از الگوهای متعارف بهره‌وری به سمت پارادایم‌های پایدار، به یک الزام راهبردی بدل شده است که تاب‌آوری سازمانی را با چابکی رقابتی درمی‌آمیزد. این گذار، واکاوی سازوکارهای درونی‌ای را می‌طلبد که چگونه قابلیت‌های پویا به بروندادهای ماندگار تبدیل می‌شوند. این پژوهش با اتکا بر این گزاره، به تبیین نقش کیفیت فراگیر به‌عنوان سازوکار میانجی در پیوند بین فرصت‌طلبی فناورانه و بهره‌وری پایدار در شرکت‌های کارآفرین استان ایلام می‌پردازد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بوده و داده‌های میدانی از جامعه‌ای متشکل از ۶۲ شرکت کارآفرین و با نمونه‌ای ۲۳۴ نفری گردآوری شد. پایایی پرسشنامه‌ها با ضریب آلفای کرونباخ ۰.۹۹ تأیید و تحلیل داده‌ها با به‌کارگیری نرم‌افزارهای SPSS و Lisrel و شاخص VAF انجام پذیرفت. یافته‌ها، تأثیر مستقیم، مثبت و معنادار فرصت‌طلبی فناورانه را بر هر دو متغیر کیفیت فراگیر و بهره‌وری پایدار و نیز تأثیر قطعی کیفیت فراگیر را بر بهره‌وری پایدار اثبات نمود. محاسبه شاخص VAF با مقدار ۰.۴۴ نشان داد که ۴۴ درصد از تأثیر کل فرصت‌طلبی فناورانه بر بهره‌وری پایدار، به‌صورت غیرمستقیم و از مجرای متغیر میانجی کیفیت فراگیر محقق می‌شود. در نتیجه، کیفیت فراگیر در این میانه، نه یک پیامد منفعل، که سازه‌ای واسطه‌ای و راهبردی عمل می‌کند و ظرفیت‌های فناورانه سازمان را به دستاوردهای پایدار در عرصه بهره‌وری تبدیل می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی فولادهای کربنی، آلیاژی و ضد زنگ براساس الگوی جرقه</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_727684.html</link>
      <description>شناسایی دقیق فلزات نقش اساسی در کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری در کاربردهای صنعتی مختلف دارد. بااین‌حال، بسیاری از کارگاه‌ها به دلیل محدودیت‌های منابع مالی، امکان بهره‌برداری از تجهیزات پیشرفته شناسایی فلزات را ندارند. در چنین شرایطی، استفاده از روش‌های ساده، سریع و کم‌هزینه مانند آزمون جرقه، می‌تواند جایگزینی مناسب و قابل اجرا باشد. آزمون جرقه بر مبنای بررسی شکل، رنگ و رفتار جرقه‌های حاصل از تماس فلز با دستگاه سنگ‌زنی نوع آلیاژ را تشخیص می‌دهد. با توجه به اهمیت این موضوع این مطالعه برمبنای شناسایی فلزات با توجه به الگوی جرقه تولیدشده از سنگ‌زنی نمونه انجام‌شده است. نتایج ارائه‌شده در این مقاله نشان داد که می‌توان فولادهایی نظیر 420،316 و 105A را با تحلیل الگوهای جرقه به‌طور قابل قبولی از یکدیگر تفکیک کرد. نتایج حاکی از آن است که وجود تفاوت در ترکیب عناصر آلیاژی منجر به تولید جرقه‌هایی با ویژگی‌های متمایز می‌شود که باتجربه و دقت کافی می‌توان آن‌ها را شناسایی کرد. به‌طور مثال طول جرقه در فولاد A105 حدود 33 میلی‌متر و زاویه انتشار آن 3.5 درجه از فولاد 316 بیش‌تر بوده است. با توجه به نتایج ارائه‌شده در این مقاله، می‌توان از آزمون جرقه به‌عنوان یک روش تجربی مؤثر برای شناسایی سریع فلزات در محیط‌های صنعتی فاقد تجهیزات پیشرفته نام برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگهداری و تعمیرات پیش‌بینانه خودرو با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین و الگوریتم‌های ترکیبی</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_734788.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، بهره‌گیری از روش‌های یادگیری ماشین در حوزه‌ی نگهداری و تعمیرات پیش‌بینانه خودرو به یکی از راهکارهای کارآمد برای کاهش خرابی‌های ناگهانی، افزایش ایمنی و بهینه‌سازی هزینه‌های تعمیر تبدیل شده است. هدف این پژوهش، توسعه و ارزیابی مدل‌های مختلف یادگیری ماشین برای پیش‌بینی نیاز به تعمیر خودرو بر اساس داده‌های عملکردی سیستم‌های خودرو است. داده‌های گردآوری‌ شده پس از پیش‌پردازش و تقسیم به مجموعه‌های آموزش 80 درصد و آزمون 20 درصد، توسط دوازده الگوریتم شامل SVM، LR، NB، KNN، RF، DT، AdaBoost، Bagging، Stacking، XGBoost، CatBoost و LightGBM  مدل‌سازی شدند. عملکرد مدل‌ها با معیارهای دقت، صحت، بازخوانی، F1-score و ROC-       AUC  ارزیابی شد. نتایج نشان داد مدل‌های مبتنی بر درخت و روش‌های ترکیبی، عملکرد برتری دارند و در میان آن‌ها، LightGBM با مقدار AUC برابر با 9475/0 و F1-score برابر با 9613/0 بهترین عملکرد را ارائه داده است. یافته‌ها بیانگر آن است که الگوریتم‌های یادگیری ماشین، به‌ویژه مدل‌های ترکیبی، می‌توانند در پیش‌بینی خرابی و طراحی سامانه‌های نگهداری هوشمند خودرو نقشی کلیدی ایفا کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدلی جهت بررسی روابط علی معلولی بین معیارهای کلیدی مدیریت نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی با استفاده از تکنیک دیمتل (مطالعه موردی: صنعت لوازم‌خانگی)</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_736371.html</link>
      <description>در عصر حاضر، هوش مصنوعی در بسیاری از حوزه‌های صنایع و تولید جایگاه ویژه‌ای دارد. به‌منظور شناخت بیشتر و تعیین کاربرد این تکنولوژی بر فرآیند نوآوری، پژوهش حاضر درصدد تشخیص عوامل علی و معلولی مؤثر بر فرآیند مدیریت نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت لوازم‌خانگی می‌باشد. بدین منظور برای جمع‌آوری داده‌ها از دو روش کتابخانه‌ای و میدانی استفاده شد. در روش کتابخانه‌ای به‌منظور شناسایی عوامل مؤثر با مطالعه مرور ادبیات عوامل اولیه شناسایی شدند و سپس تحلیل با استفاده از داده‌های حاصل از پرسشنامه زوجی انجام شد و 12 نفر از خبرگان شامل مدیران و کارشناسان خبره در صنعت لوازم‌خانگی به این پرسشنامه‌ها پاسخ دادند. سپس نتایج حاصل از این پرسشنامه‌ها با استفاده از تکنیک دیمتل مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتیجه تجزیه‌وتحلیل نشان می‌دهد که در بین معیارهای اصلی هم معیارهای فرآیندی و سازمانی تأثیرگذار و علی بوده و بر معیار اقتصادی تأثیر می‌گذارند. لذا برای کاهش هزینه‌ها و رشد اقتصادی در جریان فرآیند نوآوری دو معیار مذکور باید کنترل شده و بهبود یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی سبد سهام با رویکردی یکپارچه: تلفیق پیش‌بینی روند بازار و رتبه‌بندی صنایع</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_733389.html</link>
      <description>سرمایه‌گذاری در بازار سهام علی‌رغم پتانسیل بازدهی بالا، همواره با ریسک‌های قابل توجهی همراه است. کیفیت پرتفوی سهام به‌طور معناداری به عملکرد آینده بازار و صنایع منتخب برای سرمایه‌گذاری وابسته است. این پژوهش با هدف کاهش این ریسک و بهبود بازده، یک رویکرد یکپارچه چهارمرحله‌ای برای ساخت سبد سهام مبتنی بر تحلیل صنعت در بازار سرمایه ایران ارائه می‌دهد.در مرحله اول، با به‌کارگیری تئوری دمپستر-شفر و سه شاخص عمق تکنیکی حرکت جهت‌دار میانگین، قدرت نسبی و میانگین‌متحرک ساده، وضعیت آتی بازار (صعودی یا نزولی) پیش‌بینی می‌شود. در صورت پیش‌بینی روند نزولی، سرمایه‌گذاری به دارایی‌های کم‌ریسک مانند اسناد خزانه اسلامی منتقل می‌شود. در صورت پیش‌بینی روند صعودی، مرحله دوم آغاز می‌گردد و صنایع با استفاده از الگوریتم خوشه‌بندی K-میانگین گروه‌بندی می‌شوند تا پایه‌ای برای تنوع‌بخشی ایجاد شود. در مرحله سوم، صنایع درون هر خوشه با استفاده از روش تاپسیس و بر اساس همان شاخص‌های تکنیکال، رتبه‌بندی می‌گردند. در نهایت، در مرحله چهارم، صنعت برتر از هر خوشه انتخاب و یک پرتفوی سهام با وزن‌دهی برابر تشکیل می‌شود.ارزیابی مدل در یک بازه شش‌نیم‌ساله (از ابتدای ۱۴۰۰ تا پایان ۱۴۰۲) بر روی ده صنعت برتر بازار سرمایه ایران نشان داد که دقت مدل در پیش‌بینی روند بازار ۸۳٪ بود. همچنین، سبد سهام تشکیل‌شده بر اساس صنایع منتخب مدل، بازدهی به‌مراتب بالاتری نسبت به سبد متشکل از کل بازار (شاخص هم‌وزن) داشت. نتایج این مطالعه حاکی از عملکرد مطلوب مدل پیشنهادی است و به سرمایه‌گذاران فعال پیشنهاد می‌شود برای تشکیل پرتفوی بهینه از این چارچوب استفاده نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات تجارت الکترونیک بر برنامه ریزی و طراحی مراکز فعالیت های تجاری(مطالعه موردی : کارکنان سازمان صنعت معدن و تجارت)</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_735499.html</link>
      <description>در دنیای معاصر، تجارت الکترونیک به عنوان یکی از ارکان کلیدی اقتصاد دیجیتال، تحولات گسترده‌ای را در ساختارها و الگوهای سنتی کسب‌وکار به وجود آورده است. گسترش روزافزون فناوری‌های نوین ارتباطی و تغییر در رفتار مصرف‌کنندگان، موجب شده تا نیاز به بازنگری در نحوه برنامه‌ریزی و طراحی مراکز فعالیت‌های تجاری بیش از پیش احساس شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ابعاد مختلف تجارت الکترونیک بر برنامه‌ریزی و طراحی این مراکز انجام شد.به منظور تحلیل داده‌ها، از مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس (PLS ) بهره گرفته شده است که با توجه به ویژگی‌های داده‌های گردآوری‌شده، روشی مناسب و قابل اتکا محسوب می‌شود. نتایج حاصل از تحلیل‌ها نشان داد که مؤلفه‌های کیفیت فنی، کیفیت کاربردی، ادراک خدمات، رضایت مشتری و تصویر ذهنی، هر یک تأثیر مثبت و معناداری بر نحوه برنامه‌ریزی و طراحی مراکز فعالیت‌های تجاری دارند. علاوه بر این، اعتبار مدل مفهومی از طریق بررسی ضرایب بارهای عاملی و مقادیر آماری مورد تأیید قرار گرفت که دلالت بر روایی و پایایی مناسب ابزار اندازه‌گیری دارد.یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که در بستر تجارت الکترونیک، توجه به عوامل کیفی و ادراکی کاربران، نقش مهمی در بهینه‌سازی طراحی فضاهای تجاری ایفا می‌کند و می‌تواند زمینه‌ساز ارتقاء تجربه کاربری و افزایش کارآمدی این مراکز در پاسخ به نیازهای جدید مشتریان باشد. این نتایج می‌تواند راهگشای سیاست‌گذاران، طراحان شهری و مدیران پروژه‌های تجاری در راستای تدوین راهبردهای نوین طراحی و برنامه‌ریزی در عصر دیجیتال باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی ریسک مالی و بهینه سازی پرتفولیو با استفاده از ترکیب الگوریتم های شبکه عصبی LSTM و یادگیری ماشین با در نظر گرفتن بازده</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_735663.html</link>
      <description>ظهور الگوریتم‌های هوش مصنوعی انقلابی در توانایی ما برای مدل‌سازی و پیش‌بینی پدیده‌های پیچیده ایجاد کرده است، و مسائل مالی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل پیشرفته برای پیش‌بینی ریسک مالی و بهینه‌سازی سبد سهام، به تلفیق نوآورانه الگوریتم‌های یادگیری ماشین، شبکه‌های عصبی حافظه کوتاه-مدت (LSTM)، و خوشه‌بندی K-Means می‌پردازد. داده‌های مورد استفاده شامل بازده سهام از بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۹ تا اسفند ۱۴۰۳ است. در گام نخست، با بهره‌گیری از الگوریتم K-Means، نقاط بازده خوشه‌بندی شدند که منجر به شناسایی سه خوشه بهینه گردید. در ادامه، پیش‌بینی بازده سهام با استفاده از سه الگوریتم LSTM، XGBoost و رگرسیون چندگانه صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که الگوریتم LSTM با دقت ۹۱ درصد، نه تنها بالاترین میزان دقت را به خود اختصاص داده، بلکه کمترین خطای پیش‌بینی را نیز ارائه کرده است. سپس، با پیاده‌سازی مدل مارکوویتز، مشخص شد که الگوریتم LSTM منجر به دستیابی به کمترین سطح ریسک می‌شود. در حقیقت، این مطالعه به مقایسه تطبیقی الگوریتم‌های یادگیری ماشین و یادگیری عمیق در فاز اول پیش‌بینی بازده سهام می‌پردازد. در مرحله بعدی، اثرگذاری کلی استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی در محاسبه ریسک سبد سهام در مقایسه با روش‌های سنتی مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته‌ها به وضوح نشان می‌دهد که به‌کارگیری الگوریتم‌های هوش مصنوعی نتایج بهینه‌تر و کارآمدتری را در مدیریت و کاهش ریسک مالی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی شبکه زنجیره‌تأمین پایدار براساس شاخص‌های ایجاد ارزش (مطالعه موردی صنعت تایر خودرو)</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_736191.html</link>
      <description>طراحی زنجیره تأمین در دنیای امروز نیازمند ایجاد توازن میان اهداف متضاد اقتصادی و الزامات پایداری است. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل ریاضی برای طراحی زنجیره تأمین پایدار حلقه بسته انجام شده که به طور هم ‌زمان سه بعد سودآوری، زیست‌محیطی و اجتماعی را پوشش می‌دهد. نوآوری این مقاله، در نظر گرفتن همزمان شاخص توسعه انسانی (HDI) و شاخص ایجاد ارزش در یک زنجیره حلقه بسته در صنعت تایر در ایران است. در مقاله پایه ‏ای که این مسأله از آن الگو گرفته شده است، زنجیره تأمین رو به جلو در نظر گفته شده است. برای مدلسازی مسأله، یک مدل برنامه‌ریزی خطی عددصحیح مختلط دوهدفه توسعه داده شد که تابع هدف اول بیشینه‌سازی سودآوری و تابع هدف دوم کمینه‌سازی انتشار گاز دی‌اکسیدکربن در تسهیلات و مسیرهای حمل ‌و نقل را دنبال می‌کند. برای لحاظ کردن بعد اجتماعی پایداری، شاخص توسعه انسانی (HDI) به‌صورت محدودیت به مدل اضافه شده است. مدل پیشنهادی ابتدا با ابعاد کوچک و استفاده از روش‌های حل دقیق اعتبارسنجی شد. سپس با توجه به پیچیدگی مسأله، دو الگوریتم فرا ابتکاری چندهدفه برای حل آن در ابعاد واقعی توسعه یافته و کارایی آنها با جواب‌های دقیق مقایسه شد. نتایج حاکی از کارایی مطلوب الگوریتم‌های فراابتکاری در دستیابی به جواب‌های نزدیک به بهینه با زمان محاسباتی کوتاه است. تحلیل حساسیت‌های انجام‌شده نیز نشان می‌دهد که لحاظ کردن هم‌زمان ملاحظات پایداری، تأثیر معناداری بر امکان‌پذیری و پیکربندی نهایی شبکه زنجیره تأمین دارد. مدل ارائه‌شده می‌تواند به‌ عنوان ابزاری تحلیلی در اختیار مدیران قرار گیرد تا روابط پیچیده میان سودآوری و پایداری را بهتر درک کرده و تصمیمات آگاهانه تری در طراحی شبکه زنجیره تأمین اتخاذ نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل یکپارچه کنترل کیفیت، نگهداری-تعمیرات، موجودی با در نظر گرفتن تاخیر در انباشت بافر و بازرسی های متوالی در یک سیستم تولید دو ماشینه سری</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_736580.html</link>
      <description>در یک سیستم تولید دو ماشینه سری یکی به عنوان ماشین بالا‌دستی و دیگری پایین‌دستی، برنامه‌ریزی موجودی بافر و قطعات یدکی باید به گونه‌ای انجام شود که از توقف خط تولید در حین فعالیت‌های نگهداری-تعمیرات روی ماشین بالا دستی جلوگیری شود. بنابراین، ماشین بالا دستی با تاخیر و در زمان بهینه شروع به انباشت بافر می‌کند تا در زمانی که نیاز به تعمیر اساسی دارد، ماشین پایین دستی برای جلوگیری از توقف خط تولید، از موجودی بافر استفاده نماید. همچنین، در تولید واقعی، فرآیند تولید ناقص است و ممکن است به دلیل رخ دادن اختلالاتی، به حالت خارج از کنترل برود. از این رو، تشخیص تغییر در ماشین بالا دستی از طریق بازرسی‌های متوالی انجام می‌شود و در صورت تغییر، یک فعالیت بازیابی با مصرف یک قطعه یدکی، ماشین بالا دستی را به حالت تحت کنترل بر می‌گرداند. بنابراین، این پژوهش ارائه می‌دهد یک رویکرد یکپارچه برای کنترل کیفیت، نگهداری-تعمیرات، موجودی بافر و قطعات یدکی در یک سیستم تولید دو ماشینه سری تا هزینه‌ها را در طول چرخه تولید کاهش دهد. در پایان نیز یک مثال‌ عددی مربوط به صنعت خودروسازی با استفاده از نرم افزار متلب و الگوریتم فراابتکاری بهینه‌سازی تجمعی ذرات حل شده است. علاوه بر این، برای بررسی اثربخشی مدل، مطالعه مقایسه‌ای جهت بررسی اثر تاخیر در شروع انباشت بافر، انجام شده است که نشان می‌دهد هزینه کل مورد انتظار در مدل پیشنهادی در مقایسه با مدل مشابه بدون تاخیر در شروع انباشت بافر با میانگین 19.41 بهبود می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل دینامیکی تعامل سیستم ایمنی–تومور با تأکید بر نقش ماکروفاژها و بهینه‌سازی روش‌های درمان</title>
      <link>https://jii.araku.ac.ir/article_737295.html</link>
      <description>سرطان یکی از بیماری‌های پیچیده و پویا است که می‌تواند به‌سرعت در بدن گسترش یافته و موجب تضعیف سیستم ایمنی شود. سلول‌های ایمنی به‌صورت مستقیم یا از طریق تحریک و فعال‌سازی سایر سلول‌های ایمنی در مقابله با سلول‌های سرطانی نقش دارند؛ بااین‌حال، این پاسخ ایمنی در بسیاری از موارد برای حذف کامل تومور کافی نیست. ازاین‌رو، انتخاب و به‌کارگیری روش‌های درمانی متناسب با نوع و مرحله بیماری به‌منظور نابودی کامل تومور و حفظ سلامت بیمار ضروری است. در این پژوهش، با هدف دستیابی به یک راهبرد درمانی بهینه، اثر شیمی‌درمانی و ایمونوتراپی به‌صورت منفرد و ترکیبی بر جمعیت سلول‌های سرطانی و سلول‌های ایمنی بررسی شده است. ابتدا تغییرات جمعیت سلول‌های درگیر در شرایط بدون درمان تحلیل گردید و سپس تأثیر هر یک از روش‌های درمانی به‌صورت مستقل و نیز در قالب درمان ترکیبی ارزیابی شد. از ویژگی‌های مهم مدل ارائه‌شده می‌توان به در نظر گرفتن عوامل مؤثر بر برهم‌کنش‌های سلولی، پدیده مقاومت دارویی در سلول‌های سرطانی و نقش ماکروفاژها در پاسخ ایمنی اشاره کرد. شبیه‌سازی‌های این پژوهش با استفاده از سیمیولینک در محیط نرم افزار متلب انجام شده‌اند. نتایج شبیه‌سازی نشان می‌دهد که در بیماران با اندازه اولیه کوچک تومور و سیستم ایمنی قوی، سیستم ایمنی به‌تنهایی و بدون مداخله درمانی قادر به حذف کامل سلول‌های سرطانی است. در مقابل، در بیماران با اندازه اولیه بزرگ تومور، مؤثرترین راهبرد درمانی استفاده هم‌زمان از ایمونوتراپی و شیمی‌درمانی است؛ به‌گونه‌ای که این رویکرد، ضمن حفظ سلامت بیمار، می‌تواند سلول‌های سرطانی را در مدت 9 روز به‌طور کامل از بین ببرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
